خطايى ، على اكبر
119
خطاى نامه ( شرح مشاهدات سيد على اكبر خطائى معاصر شاه اسماعيل صفوى در سرزمين چين )
مىدهند و به چندين هزار قلماق همچنان ، و به چندين هزار هنديان همچنان ، و جماعت مسلمانان در عدد از همه « 1 » كمترند و در عزت مقدم و در بخشش گرفتن بيشتر و بيشتر ، و گروه تبت و گروه اويغور و گروه اوجد و گروه « 1 » جورجت و غيره . و چندين هزار خلق را چندين هزار تافتهء خام بدهند و اطلسهاى ملون [ با آغوش و هركس راسه جامهء زربفت ] به روى هم پوشانند و انواع قماشها نيز بدهند . و آن جملهء مذكور را كولى استانيان بخرند و دربهاى آن جملهء متاعها زر و نقره بدهند . و آن همه تافتهء خام را « قلغى » سازند كه باب شرف هند است و هنديان مشرق همه « قلغى » پوشند . و متاعى كه از كولى استان حاصل مىشود همه طلاست و كتانهاى نازك . و قسم دهم از دوازده قسم ملك چين ، جاوه است و جاوه بندر است و از مكه و از همه بندرهاى هند به جاوه مىآيند و مىروند و همهء بندرهاى خطاى در تعلق جاوه است و طرف جنوبى و مغربى او هند است . و متاعى كه ازو مىآيد همهء [ آن ] متاع هند است امثال شكر و گرمهدارو و قماشهاى هند و ياقوت و غير آن « 2 » . [ و همهء آن ] متاعها به خانبالغ مىآيد . و قسم يازدهم از دوازده قسم ملك چين ، ختن است و در زمان سابق سرحد خطاى بوده است . اين زمان سرحد اسلام است و اسلام تا آنجا فتح شده است ، و قسمى كه به نام ختن است و شهرهائى كه در تعلق اوست از آن خطاى است . و متاعى كه ازو حاصل شود يشب « 3 » است . و در ختن دو رودخانه است . يكى را آققاش « 4 » گويند ، ازو يشب سفيد حاصل مىشود و يكى را قرهقاش « 5 » گويند ، ازو يشب سبز و سياه حاصل مىشود . و در محل داسجو كه آبخيز شود يشب را آب مىآرد و چون آب پست شود ده روز [ دو رويه ] در كنار او يشب بچينند و هرچه بيابند بزرگ آن « 6 » از آن پادشاهى باشد و خردها « 7 » از آن غلامان [ پادشاه ] ، و كان يشب « 3 » غايب
--> ( 1 ) - سها : ندارد ( 2 ) - سها : غيره ( 3 ) - سها : يشم ( در همه موارد ) ( 4 ) - ق : آق قاشق ( 5 ) - ق : قره قاشق ( 6 ) - سها : او ( 7 ) - اصل : خوردها